انواع مونتاژ (مونتاژ برخوردی)
مونتاژ مشارکت ایده ای ، برخوردی.
مونتاژ مشارکت ایده ای : مونتاژ مشارکت ایده ای از کنار هم قرار گرفتن دو تصویر به ظاهر بی ربط یک مفهوم سومی شکل می گیرد.یعنی ایجاد یک معنی جدید که در هیچکدام از دو تصویر قبلی وجود نداشته و با کنار هم آمدن تصاویر هم شکل گرفته است. دو نوع از این مونتاژ وجود دارد: مونتاژ قیاسی و مونتاژ برخوردی.
درمونتاژبرخوردی، با انتخاب دو رویداد متضاد و برخوردشان با یکدیگر به منظور بیان یا تقویت یک مفهوم یا اندیشه استفاده می کنید. بنابراین به جای مقایسه فردی که در ته قوطی کنسرو دنبال غذا می گردد با تصویر سگی که در زباله ها به دنبال غذاست تصویر مرد گرسنه را به فرد شکمباره ای که با ولع در حال غذا خوردن است برش می زنید.در مونتاژ برخوردی ، ایده یا مفهوم سوم از تضاد بین معانی ایجاد می شود.مفهومی که از برخورد تصویری در مونتاژ برخوردی ایجاد می شود را دیالکتیک تصویری می گویند.
مفهوم دیالکتیک تصویری در سینما و تلویزیون نه تنها در مونتاژ برخوردی اهمیت دارد بلکه در ایجاد ساختار بعد چهارم نیز مهم است.اما معنای دقیق دیالکتیک چیست؟ در یونان باستان روشی وجود داشت که ارزو داشتند با ان بتوانند حقیقت را دریابند. در میان بحث و جدل های منطقی، از تقابل و برخورد عقاید و نظریات متضاد به دنبال حل پیچیدگی ها و حل تضاد ها بودند و تبدیل انها به قواعد کلی که جنبه عمومی و جامع داشته باشد.مثلا هراکلیتوس فیلسوف یونانی (۵۸۰ تا ۴۸۰ قبل از میلاد) توضیح می دهد که هر شئ ای همواره در حال تغییر است و وجود متضادهر پدیده که جهتی مخالف ان دارد باعث ایجاد تعادل در دنیا می شود.براساس نظریات هراکلیتوس هر وجودی بر مبنای برخورد شکل میگیرد و و حدت،چیزی جز تعادل نیروهای متضاد نیست.این مباحث در زیبایی شناسی هنر،مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
قرن ها بعد هگل فیلسوف آلمانی(۱۸۳۱-۱۷۷۰) تئوری ایده آلیسم خود را براساس دیالکتیکی مشابه بیان می کند:هگل برای دستیابی و کشف حقایق ، روش وطریق خاصی را مطرح کرد و آن را دیالکتیک نامید.هگل همچنین تناقض را به دیالکتیک خود افزود .وی تناقض را پایه فعالیت طبیعت و موجودات دانسته که در صورت عدم وجود چنین تناقض و تضادی ، سکون بر انها حکمفرما بود. هگل می گوید: من نظریات هراکلیتوس را در دیالکتیک خود وارد کرده ام.هراکلیتوس به تغییر دائمی و عدم ثبات معتقد بود. از نظر هراکلیتوس ، در این جهان از بودن خبری نیست و هرچه هست در حال شدن است.از دیدگاه هگل،دیالکتیک سازش تناقض ها در وجود اشیاء ، ذهن و طبیعت است.همچنین دیالکتیک از نظر او، سیر از وحدت به کثرت و از کثرت به وحدت است.هگل معتقد است که دیالکتیک ابزار تحقیق نیست،بلکه عین فلسفه و قاعده فکر و وجود است.هگل دیدگاه ایده آل خود را بر مبنای مبارزه با مخالف بنا نهاد.دیالکتیک هگل،مثلث تز،آنتی تز و سنتز است.یعنی از برخورد تز و متضاد آن یعنی آنتی تز، سنتز ایجاد می شود و این سنتز در فرایند، بعدی خود یک تز است و این روند پیوسته در حال انجام است. مونتاژ برخوردی از مصداق های علمی فلسفه ی دیالکتیک هگل است.بعضی از فیلمسازان انند تئوریسین فیلم و کارگردان بزرگ شوروی یعنی سرگئی اآیزنشتاین نه تنها معتقد به مونتاژ دیالکتیک به عنوان ابزاراصلی ساختاری و محتوایی در یک فیلم بود بلکه کل فیلم را بر اساس این دیدگاه می ساخت.او نماها، صحنه ها و سکانس های فیلم را براساس منطق دیالکتیک (برخورد ایده های متضاد برای ایجاد مفهوم سوم) بنا نهاد.در نتیجه کل فیلم دیالکتیک بصری پیچیده ای را ارائه می داد.برای مثال مونتاژ قیاسی می توانیم مثال نمای خانه قدیمی و ماشین های اسقاطی را بزنیم برای تاکید بر کهنگی یا زوال بزنیم.در مونتاژ برخوردی باید برای رسیدن به همان مفهوم از تصاویر متضاد با هم استفاده کنید.
هرچند دیالکتیک بصری ابزار قوی در فیلمسازی است اما متاسفانه بسیار آشکار و ظاهری است.برای همین باید دقت شود که چگونه و کجا در فیلم استفاده شود.اگر مونتاژبسیار آشکار و بدیهی باشد بیشتر از انکه احساسات را درگیر کند باعث رنجش بیننده ی حساس می شود.به هر حال شما هنگام استفاده از روش مونتاژ برخوردی باید دقت کنید که کار شما شعاری و سطحی جلوه نکند.فرض کنید می خواهیم از مونتاژ برخوردی برای بیان مفهوم اینکه ساختمان و خانه های فضای باز طبیعی را ویران کرده اند، استفاده کنیم.در نمای اول فضایی باز،سرپوشیده از گل های وحشی را نشان می دهید.نمای بعدی همان فضا دیده می شود که مانند یک خانه نرده کشی شده و محصور شده است. یا می توانید همان منظره ی اول را نشان دهید که بلدوزری وارد ان شده و گل هایی را نشان دهید که زیر چرخ هایش له شده و شیره ی انها مانند خون بیرون میزند.برای تاکید بیشتر می توانید همراه صدای بلدوزر صدای ابزارهای ساختمانی مانند لودر،جرثقیل،بیل مکانیکی و… را هم اضافه کنید.
هرچندبه نظر قوی میرسد اما جز ذات سینا است که بتواند رویدادی جدید خلق کند.یعنی این که مونتاژ مشارکت ایده ها از برخورد عناصر متحرک و یا ساکن در رویداد می تواند رویداد جدید و تاثیرگذار پدید بیاورد.مونتاژ به ساختار(آن-آن) سینما نزدیک است.هرچند ما تلاش کنیم که توجه مخاطب را از تدوین فیلم منحرف کنیم ولی مونتاژ این مساله را یاداوری می کند.تمایل مونتاژ شرح و تفسیر روند طبیعی رویداد است.در تلویزیون استفاده از مونتاژ،یک پارادوکس است .طبیعت تلویزیون و ساختار پیوسته تصاویر بر خلاف منطق (آن-آن) فریم در سینما است.هنگام پخش برنامه های زنده و یا اجرای زنده و تصویربرداری ، همزمان می توانید از مونتاژ بر مشارکت ایده ها استفاده کنید.اما اگر بخواهید مانند فیلم از تصویربرداری اجزا و تدوین پس از تولید استفاده کنید استفاده از مونتاژ مشارکت ایده ها به کار نمی اید.دنیای دیجیتال امکان خلق ،تغییر،بازیابی و سرهم کردن تصاویر را به سادگی فراهم کرده است. در هردو مونتاژ مشارکت ایده ها یعنی قیاسی و برخوردی از قرارگیری دوبخش جداگانه و متفاوت کنار هم ، مفهوم و معنای جدیدی شکل میگیرد که به آن اثر سوم یا معنی سوم می گویند.با این حال استفاده بیش از حد از مونتاژ دیالکتیک در فیلم یا تلویزیون آزاردهنده است و مانند پتک بر سر بیننده است.استفاده از منطق دیالکتیکی می تواند موقعیت جدیدی پدیدآورد مانند اینکه بعدی چهارم در اختیار ما گذاشته که نوع دیالکتیک تصویری می تواند کمک کننده باشد.